الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
64
مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى)
سپس به ايشان فرمود : « به دنبال او برويد و به او بگوييد : محمّدبن على عليهما السلام مىگويد : اين خانه او را خواسته بود - در حالى كه سياهان او را به بردگى گرفته بودند و اينك ساعت خلوت و دورى او از ايشان تمام شده - ما از تو مىخواهيم و از طرف ايشان بر تو بيمناكيم ، بهتر است كه بجُنبى و به روى ! فرمود : پس تودهاى از خاك مسجد را جمع كرد سپس دمش را روى خاك گذاشت و آن گاه در هوا ناپديد شد » . « 1 » 5 - از ابن عيينه نقل كرده است كه مردى خدمت ابوجعفر عليه السلام آمد و شرفياب شد و گفت : من مردى از اهل شام هستم به خدا سوگند كه هميشه شما اهل بيت را دوست داشتهام و از دشمنانتان بيزارم و پدرم كه خدايش بيامرزد دوستدار بنىاميه بود و آنها را بر شما ترجيح مىداد من از اين بابت با او دشمن بودم و او نيز به خاطر دوست داشتن من شما را كينهء مرا در دل داشت و مرا از مال خودش محروم كرد و در زندگى و پس از مرگش به من جفا نمود ، در حالى كه ثروت زيادى داشت و جز من فرزند ديگرى نداشت و منزل وى در رمله بود و زنى از جنيان داشت كه مردان فاسق را با او خلوت مىكرد . و چون مرد هر جا كه ثروت او را جستم دست نيافتم و ترديدى ندارم كه او اموال رادر جايى زير خاك كرده و از من پنهان نموده است ، خداوند از او راضى مباد ! ابوجعفر عليه السلام فرمود : « آيا مايلى او را ببينى و از او بپرسى كه آن اموال
--> ( 1 ) - روضة الواعظين : ص 176 .